به آسانی یک قصه تو از عشقم گذر کردی شکستن های من دیدی به بی رحمی سفر کردی تمام بغض هایم را شبی با باد می گفتم ولی تو با همه عشقت رقیبم راخبر کردی به تو گفتم که مجنونم دمادم بی تو میمیرم توگفتی که رهایم کن چه بی پروا حذر کردی رهایم کردی ورفتی ندانستی معشوقم تمام هستی ام بردی عزیز من خطر کردی به رفتن های تودیدم تمام هستی ام شد خاک تو دیدی ونگفتی آخ به مهتاب نظر کردی تو بی رحمی تومغروری تو ازبدها وبد بدتر درون هرچه بذرنگی است تو با تندی اثر کردی ولی نه قرص ماهی توهمانی که درخشان است به مه هرشب پناه آرم نگاهی بر قمر کردی ؟ تمام قلب من هرشب نیاز خنده های توست چرا معشوق من؟ زود است!چراناگه سفر کردی؟؟؟؟؟
| Design By : Night Melody |
