shaparak arezoo

                    سفر                      

به آسانی یک قصه تو از عشقم گذر کردی

شکستن های من دیدی به بی رحمی سفر کردی

تمام بغض هایم را شبی با باد می گفتم

ولی تو با همه عشقت رقیبم راخبر کردی

به تو گفتم که مجنونم دمادم بی تو میمیرم

توگفتی که رهایم کن چه بی پروا حذر کردی

رهایم کردی ورفتی ندانستی معشوقم

تمام هستی ام بردی عزیز من خطر کردی

به رفتن های تودیدم تمام هستی ام شد خاک

تو دیدی ونگفتی آخ به مهتاب نظر کردی

تو بی رحمی تومغروری تو ازبدها وبد بدتر

درون هرچه بذرنگی است تو با تندی اثر کردی

ولی نه قرص ماهی توهمانی که درخشان است

به مه هرشب پناه آرم نگاهی بر قمر کردی ؟

تمام قلب من هرشب نیاز خنده های توست

چرا معشوق من؟ زود است!چراناگه سفر کردی؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۹ساعت 15:6 توسط mina| |

Design By : Night Melody