عشق یعنی.............. عشق یعنی
راه رفتن زیر باران عشق
یعنی من می روم تو بمان عشق یعنی
آن روز وصال عشق
یعنی بوسه ها در طوله سال عشق یعنی
پای معشوق سوختن عشق
یعنی چشم را به در دوختن عشق
یعنی جان می دهم در راه تو عشق
یعنی دستانه من دستانه تو عشق یعنی حرف من
در نیمه شب عشق
یعنی اسم تو واسم میاره تب عشق یعنی
انقباظ و انبصاط عشق
یعنی درده من درده کتاب عشق یعنی
زندگیم وصله به توست عشق
یعنی قلب من در دست توست عشق یعنی
عشقه من زیبای من عشق یعنی عزیزم
دوستت دارم ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق که
نامی خوشتر از اینت ندانم وگر-هرلحظه-رنگی تازه گیری بغیر از "زهر شیرینت" نخوانم تو
زهری،زهر گرم سینه سوزی تو
شیرینی،که شور هستی از توست شراب جام خورشیدی،که جان را نشاط از تو،غم از تو،مستی از توست به
آسانی مرا از من ربودی درون کورۀ غم آزمودی دلت آخر بسر گردانیم سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند:"دل از عشق برگیر! که:نیرنگ است و افسون است و جادوست!" ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که
او زهر است،اما:....................نوشداروست!!! چه
غم دارم که این زهر تب آلود؛ تنم را در جدایی می گذارد از
آن شادم که در هنگامۀ درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد: مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سرآید ترا دارم که مرگم زندگانی است.
| Design By : Night Melody |

