وقتی از حنجره کوچه صدایم کردی کفش از دربدری نیز به پایم کردی من سرگرم خودم بود که با حیله ی عشق آمدی بی سبب از خویش جدایم کردی سخن از هم دلی وهم سفری بود ولی درپس وسوسه ای گنگ رهایم کردی می روی مسءله ای نیست ولی حیف نبود پشت این کوچه ی بن بست رهایم کردی
کوچه ی بن بست
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۹ساعت
15:6 توسط mina| |
| Design By : Night Melody |
