shaparak arezoo

پیوسته در یاد منی باران که نم نم می شود

دل در هوای دیدنت دریایی از غم می شود

از گریه بی زارم هنوز چشمان بی تابم ولی

تنها به یاد چشم تو با اشک همدم می شود

ای آرزوی دل نشین من از تو می پرسم چرا

برق نگاهی آشنا این روزها کم می شود

گویا به جای عشق تودرد وغم ودلواپسی

با قصد نابودی من اینجا فراهم می شود

تنها به جرم عاشقی از خود که دورم می کنی

تصویر خوشبختی من هرلحظه مبهم می شود

یاد دل من نیستی بی رنگ چشمانت ولی

این جاده های سبز هم مثل جهنم می شود

باز آسمان مثل دلم درفکر گریه کردن است

با اشک او چشمان من هم غرق شبنم می شود

نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر ۱۳۸۹ساعت 12:8 توسط mina| |

Design By : Night Melody