shaparak arezoo

چند روزی است
چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

از خودم غافلم اما به تو می اندیشم

شب که مهتاب در آیینه ی من می رقصد

می نشینم به تماشا ،به تو می اندیشم

همه ی روز به تصویر تو می پردازم

همه ی گریه ی شب را به تو می اندیشم

چیستی ؟خواب وخیالی ؟سفری ؟خاطره ای ؟

که در این خلوت شب ها به تو می اندیشم

لحظه ای یاد تو از خاطر من خارج نیست

یا در آغوش منی ،یا به تو می اندیشم

اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود

پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم

تو به زیبایی دنیای که می اندیشی ؟

من که تنها به تو ، تنها به تو می اندیشم.
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ساعت 21:8 توسط mina| |

Design By : Night Melody